شب هم که تو زنگ زدی ۳ساعت باهم حرف زدیم که من فقط گریه کردم
الانم تو زنگ زدی دارم باهات حرف میزنم میگه آشتی؟منم میگم نه.چون دیگه نمیخوام با چه زبونی بهت بگم نمی خوام
می خوام برم دنبال زندگی خودم
دیگه حریم ها شکسته.دیگه نمیشه هیچ کاریش کرد
دیشب قسم خوردم تا عمر دارم نگای چشمای نازت نکنم و مطمعن باش واسه من تمومی
آی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 13:16 توسط خانم کوچولو
|



![027 [08].jpg](http://www.hutpix.com/pic/10-08-2009/A/027%20[08].jpg)
![028 [08].jpg](http://www.hutpix.com/pic/10-08-2009/A/028%20[08].jpg)



